خانه > مقالات > شهروندان درجه چندم(2)-شعاع چهل کیلومتری نکبت زده،منطقه پرواز آزاد!

شهروندان درجه چندم(2)-شعاع چهل کیلومتری نکبت زده،منطقه پرواز آزاد!

طبق قانون اداره خارجی ها در کشور آلمان،پناهجویی که پرونده پناهجویی اش در حال بررسی و یا مردود اعلام شده است،می بایست در کمپ پناهجویی زندگی کرده و اجازه خروج از شعاع چهل کیلومتری محل سکونت خود را بدون مجوز اداره خارجی ها ندارد.مجوز خروج از محدوده صرفا برای ملاقات با وکیل و یا خانواده درجه یک پناهجو میسر است.تمام امور مربوط به پناهجو مانند برخورداری از مواد غذایی خشک صورت بندی شده،دریافت و استفاده کوپن پوشاک،مبلغ دریافتی ماهیانه چهل یورو،خدمات بهداشتی و درمانی و …. در این محدوده ارائه می شود و پناهجو در خارج از این محدوده از امکانات یاد شده بی بهره است و خارج از این محدوده، در صورت کنترل توسط پلیس آلمان جریمه خواهد شد.جریمه خروج از محدوده برای اولین بار،برابر با حقوق یک ماهه(چهل یورو) و بار دوم دو برابر آن و بار سوم به بعد احضار پناهجو به دادگاه و جریمه های نقدی سنگین و یا به ازای آن زندان را در بر خواهد داشت.کمپ های پناهجویی از نظر جغرافیایی عموما فضای خارج از شهرها را به خود اختصاص داده اند تا پناهجویان هر چه بیشتر از فضای اجتماعی دور بوده و به دلیل هزینه بالای عبور و مرور با وسایل نقلیه،احتمال ورود آنها به فضای عمومی جامعه نزدیک به صفر شود.بعنوان مثال من در روستایی زندگی می کنم که یک مجموعه تفریحی،ورزشی و … حتی برای ساکنین آلمانی اش وجود ندارد و فرزندان آلمانی این روستا پس از گذراندن دوره ابتدایی،برای ادامه تحصیل به شهر دیگری در فاصله چهل کیلومتری اینجا می روند.برای پناهجویان این کمپ عبور و مرور به آن شهر نسبتا بزرگ،با اینکه از محدوده مقرر خارج است،از لحاظ قانونی بلا مانع است اما هزینه پانزده یورویی بلیط اتوبوس برای یکبار رفت و برگشت به این شهر،عملا با چهل یورو دریافتی ماهیانه همخوانی ندارد.بنابراین هستند بسیار کسانی که ماههاست که از کمپ خارج نشده اند. گستره این کمپ نشینی آنقدر گسترده است که بسیاری از پناهجویان با وجود هوای سرد این کشور،از لباس گرم بی نیاز هستند و از خریدن لباس و کفش زمستانی خودداری کرده اند.اما مطمئنا هر پناهجویی پس از اولین ماه های حضورش در این شرایط برای خروج از این «اخراج اجتماعی» و ورود به جامعه ای که با هر دلیلی،مسیر سخت(1) و عموما چند ماهه ای را برای رسیدن به آن طی کرده است، تلاش می کند.آنها تلاش می کنند برای خروج از این روستا و ورود به کلان شهرهای آلمان کاری غیر قانونی پیدا کرده تا حداقل هزینه عبور و مرور خود را برای این خروج و فراهم کردن امکاناتی که خارج از این محدوده از آن بی بهره اند بدست آورند.لازم به ذکر است که کارهای غیر قانونی که به صرف غیر قانونی بودنشان دستمزد های بسیار پایینی را دارند،به سیاست کثیفی برای کاهش نرخ عرفی دستمزدها بدل شده است که از طرفی خارجی ها را عموما وادار به تبدیل شدن به نیروی کار می کند و از طرفی شکست نرخ دستمزد و یا حداقل ثابت نگه داشتن آن را برای عرف جامعه کاری آلمان به همراه دارد که در نوشتاری جداگانه مفصل به آن خواهم پرداخت.

یکی از این پناهجویانی که برای خروج از این شرایط تلاش می کند،دوستی به نام علی است.او چهل و چهار سال دارد و یازده سال است که در آلمان زنده است!دولت آلمان او را مستحق دریافت پناهندگی نیافته است و یازده سال است که در چنین شرایطی با مشکلات دست و پنجه نرم می کند.بر اثر سختی های زندگی اش در این یازده سال به شدت از بیماری های عصبی رنج می برد و برای مداوای آن ،به تجویز دکتر روستا مقدار زیادی دارو مصرف می کند.علی پس از تلاش های بسیار , دوستانی در یکی از کلان شهر های آلمان یافته تا به مدد آنان کارهای یدی مانند کاشی کاری،بنایی،نقاشی و … پیدا کند.او که در ایران نقشه کشی را فراگرفته اکنون پس از فشار های عصبی و لرزش دستی که از آن در این سن رنج می برد،ناچار است کارهای سنگین بدنی با قیمت دستمزد پایین انجام دهد تا بتواند خارج این روستا امکاناتی حداقلی برای زندگی خود فراهم کند.تا زمانی که کاری چند روزه و موقتی برای انجام دادن داشته باشد در آنجا می ماند و در غیر این صورت به کمپ باز می گردد.عدم حضور در کمپ پناهجویی،بارها خروج غیر قانونی و دستگیری اش توسط پلیس و دادگاه های مکرر و جریمه های سنگینش،غذای خشک،کوپن پوشاک و چهل یورو ماهیانه او را توسط اداره خارجی ها قطع کرده است.او که جرقه چنین گزارش کلی را برای من زد،پریشب،لنگ لنگان به کمپ بازگشت و پس از پرس و جو متوجه شدم هنگام کار آسیب شدید خورده است.در حین کار در یک سراشیبی،چرخ دستی مملو از کاشی از دستش رها شده است و برای نگه داشتن آن،چرخ را گرفته و بر روی زمین نشسته است.در نهایت چند متری روی سیمان کشیده شده و به شدت زخمی شده است.برای معالجه در آن کلان شهر به پزشک مراجعه نکرده است.با وجود آنکه خارج از محدوده بودنش ، درمان او توسط پزشکان را سد نمی کرد، اما عواقب و مجازات های دیگری را برای او در آینده به همراه می داشت که او را ناچار به بازگشت به کمپ کرده بود.بنابراین مسیری 6 ساعته را در قطار و اتوبوس با درد شدید و زخمهای بازش طی کرده تا خود را به محدوده چهل کیلومتری برساند.نشستن و برخاستن در قطار و اتوبوس ،با توجه به اینکه گیر نیفتادن در دام پلیس های کنترل کارت شناسایی، رفتاری را طلب می کند که کمترین جلب توجه را هم نداشته باشد، برایش بسیار سخت بوده است.دیشب که بهمراه دوست دیگری زخمهایش را بتادین می زدم و در حد توان آن را پانسمان می کردم،نگران بود که به پزشک این روستا چگونه توضیح دهد که این اتفاق در کمپ افتاده است.بی شک پزشک گزارشی مبنی بر خروج علی از محدوده مقرر تنظیم نخواهد کرد اما این فقط نشان می دهد که او چقدر ازمجازات ها هراسان و یا خسته است.مجازات هایی برای خروج از شعاعی چهل کیلومتری که ساده ترین آثار زندگی در آن در حال محو شدن است.

پ.ن :
1-بعنوان مثال می توان به مهاجران ایرانی و افغانی که اخیرا به قصد رسیدن به استرالیا،در آب های اندونزی غرق شدند اشاره کرد

دسته‌ها:مقالات
  1. ژانویه 22, 2012 در 9:10 ق.ظ. | #1

    خىاوند در قران فرموده هرکس در راه من هجرت کند در زمین فراوانی و فرصتهای زیادی خواهد یافت
    منکه اول علیه شاه جنگیدم و بعد با انکه دولت خمینی کارمندم کرده بود باز تسلیم دیکتاتوری اونشدم
    و چون اینبار توان مبارزه مستقیم نبود به افغانستان هجرت کردم و شماها به آلمان رفتید
    و من بهترین زندگی را دارم و شما ؟ حودتان گفتید!
    پس پناه جو نباشید پناهنده به الله شوید که فورا شما را قبول میکند
    کمک بیشتری میخواهید این آدرس من است
    abdulahpk2005@gmail.com

    • ژانویه 22, 2012 در 4:25 ب.ظ. | #2

      جناب مقدم خداوند ِ شما در قرآن نفرموده که قبل از دانستن حقیقت زبان به کام بگیرید و افاضات نفرمایید ؟؟

  2. هومن
    ژانویه 22, 2012 در 11:23 ق.ظ. | #3

    جناب مقدم ، شما فرار کرده اید ولی اینان برای مملکتشان یک بار مرده اند….

  3. هومن
    ژانویه 22, 2012 در 11:26 ق.ظ. | #4

    با امید به هم ایرانی باید ساخت تا علی ها و اشکان ها و …. در وطن و در جایگاه اجتماعی در خور خودشان زندگی کنند…
    مرسی اشکان…

  4. ژانویه 22, 2012 در 4:30 ب.ظ. | #5

    مرسی که هستی تا درد رو , رنج رو , حقیقت رو … مردانه و با چشمان باز روایت کنی

  5. uli vsanden – Munich
    ژانویه 31, 2012 در 7:25 ب.ظ. | #6

    it does not help that much, if these reports are in persian only .. to use them, they should be translated, A. joonam ..

  1. فوریه 1, 2012 در 9:08 ب.ظ. | #1
  2. فوریه 2, 2012 در 12:55 ب.ظ. | #2
  3. فوریه 2, 2012 در 4:02 ب.ظ. | #3

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.